|
ای وطن ای مادر ایران من مادر اجداد و فرزندان من
خانه ي من بانه ي من طوس من هر وجب از خاك تو ناموس من
اي دريغ از تو كه ويران بينمت بيشه را خالي ز شيران بينمت
آرشي داري به تير انداختن دست بهرامي به شير انداختن
وطن يعني گذشته حال فردا تمام سهم يك ملت ز دنيا
به گاه شيرخواري گاه واره به دور درد پيري عين چاره
وطن يعني پدر مادر نياكان به خون و خاك بستن عهد و پيمان
وطن يعني شرف يعني شجاعت وطن يعني غيرت يعني شهادت
زمين شستن ز استبداد و از كين به خون گرم در گرمابه ي فين
وطن يعني رهايي ز آتش و خون خروش كاوه و خشم فريدون
وطن يعني زبان حال سيمرغ حديث بال و زال سيمرغ
سپاه جان به خوزستان كشيدن مهاجم را زخرمشهر راندن
وطن يعني سراي ترك با پارس وطن يعني خليج تا ابد فارس
آن چه درتصویر مي بينيد پراكندگي گويش هاي مختلف موجود در كشور عزيزمان ايران است. هرچند در این آمار گیری ها احتمالا آذری ها و ترک زبانانی که در استان های مهاجر پذیر مثل تهران زندگی می کنند مورد محاسبه قرار نگرفته اند و در واقع تعداد آنها بسيار بيشتر از چيزي است كه در هر دو مبداء آمارگیری بيان شده است، با این وجود نشانگر این است که به غير از جمعيت فارس زبان، بلوچ و عرب، تقريبا جمعيت بقيه ي زبانها و گويش ها، به شدت در حال كاهش است طوري كه ميزان اين كاهش ، به خصوص در ارتباط با آذري يا ترك زبانان ، حدود 45%است. در سمت راست بالاي تصوير مي توانيد مقايسه اي ازپوشش زبان ها و گويش هاي مختلف در سال ۱۹۶۴ با۲۰۰۴ راملاحظه بفرماييد و حدس بزنيد اگر به همين صورت پيش برويم در چه سالي شاهد زوال زبان مادري خويش كه ميراث بزرگ بشرو غير قابل جايگزين است خواهيم بود. بياييد كمي بيانديشم در روزگاري كه براي جلوگيري از انقراض گونه های گیاهی و...، سرمايه گذاري هاي كلان مي شود، چرا و به چه علت باعث از بين رفتن زبان و هويت و ميراث فرهنگي و تاريخ و تمدن اقوام مي شويم؟؟!!
مشاهده ی جزئیات تصویر
توجه داشته باشیم زبان ارزنده ترين ثروتي است كه ارزش هاي معنوي خلق را پاسداري ميكند.
بير ديل كي ساليبدي كوك مين ايللر اوستونده اوتوبدو قاره يللر
(زباني كه هزاران سال ريشه افكنده و رويش را بادهاي سياه پوشانده است {به تاريخ پيوسته است})
اللر دانيشيب او ديلده سوزلر هم آغلاييب هم گولوبدو گوزلر
( طوايف با آن زبان سخن گفته و غم وشادي خود را با آن بيان كرده اند)
ائل وارليغيني اونوتماق اولماز جوشغون دنيزي قوروتماق اولماز
(سرمايه ي ملت را نمي توان از ياد برد هما نطوريكه درياي جوشان و خروشاني را نمي توان خشك كرد)
|