|
یک ماه بود که در منزلمان دریغ از یک قرص نان لواش. در این یک ماه حقیقتا وقت گرفتن نان را نداشتم و خانواده را از خوردن نان لواش محروم کرده بودم، بالاخره تصميم گرفتم به هر نحوي كه شده براي تهيه ي نان لواش به نانوايي بروم؛ نه! فكر نكنيد كه در كشور ما قحطي پيدا شده است بلكه نعمت خدادادي آن قدر زياد و فراوان است كه با يك مديريت صحيح ، مي توان قوت بخش اعظمي از مردم خاور ميانه را تامين نمود . در هر حال تصميم را عملي كردم . صبح ساعت 8 يا علي گفته و به سوي نانوايي محل واقع در انتهاي خيابان مهران رفتم . يادم آمد اخيرا اين نانوايي تبديل به سنگكي شده است ! پرسيدم نزديكترين لواشپزي كجاست ؟ گفتند : سر خيابان بهنام، قبل از ورودي اتوبان حكيم ! خواستم برگردم چون براي رسيدن به آنجا حداقل نيم ساعت بايد پياده مي رفتم آن هم در شرايطي كه پياده روها يخبندان و هوا پر سوز است .
اما به بچه ها قول داده بودم كه در هر صورت برايشان لواش تهيه كنم به خصوص به علي كه تازه دو سال و اندي از تولدش سپري نشده است و واقعا خوردن بربري و سنگك برايش بسيارمشكل است .
راه را ادامه دادم وقتي به لواشي رسيدم ساعت 9 شده بود . باكمال تعجب با در بسته ي لواشي مواجه شدم . روي شيشه نوشته شده بود (ساعت كار 30/10 تا 30/1 )!
بعد از يك ساعت تلاش واقعا برگشت به منزل ،آن هم دست خالي، برايم سخت بود. براي پيدا كردن سومين لواشي راه را به سوي شرق و سپس جنوب ادامه دادم تا اينكه به بلوار فردوس رسيدم و در نهايت نزديك ساعت 10 به لواشي محله ي فردوس رسيدم. خوشحال بودم اما 15 نفر جلوتر از من بودند!
حساب كردم اگر در هر پنج دقيقه نان مورد نياز يك نفر را تحويل بدهند، بعد از 75 دقيقه نوبت به من مي رسد.
بعد از اينكه پنج نفر نان گرفتند ، لواشي براي استراحت به مدت 35 دقيقه پخت نان را تعطيل نمود!
چاره اي نبود بايد منتظر مي مانديم غافل از اينكه اتفاقات بعدي چه خواهد بود.
استراحت نانواها به پايان رسيد و پخت نان دوباره شروع شد اما در طول نيم ساعت گذشته تعداد مراجعين به 30 نفر رسيد! هركسي از دري مي گفت . يكي مي گفت ديروز و پريروز هم چند ساعتي در نوبت خريد نان ايستادم اما چند نفر مانده به نوبتم ، پخت نان تمام شد. اين حرف ها تاثيرات مخرب خودش را روي اعصاب مردم گذاشت و اختلافات شديدي پيرامون اينكه ترتيب نوبت چگونه است بين افراد در گرفت. برخي ها مدعي بودند نوبت گرفته اند و رفته اند و دوباره برگشته اند .
سرتان را درد نياورم فحاشي هاي عجيب و غريبي توسط خانم ها و آقاياني كه در خصوص نوبتشان اختلاف داشتند رد و بدل مي شد تا اينكه نوبت به فرد جلويي من رسيد.
خوشحال بودم اما اين خوشحالي زياد طول نكشيد چون توسط نانوا قانون جديدي وضع و ابلاغ شد.
"هركسي فقط 20 عدد نان مي تواند بردارد و بيش از آن ممنوع است !"
من اين قانون را زياد جدي نگرفتم و نقض قانون! نمودم. آخر خيال مي كردم كه قانون براي تصويب و ابلاغ و تدوين آيين نامه ي اجرايي و بخشنامه شدنش ، داراي پروسه اي زمانبر است!! به همين جهت خواستم حداقل 30 قرص نان بردارم تا نياز دو سه روز آينده را ذخيره نمايم. آخه من كارمند دولت هستم و وقتي به منزل مي رسم ، نانوايي ها تعطيل هستند و فقط پنج شنبه و جمعه ها وقت خريد دارم البته آن هم اگر وقت داشته باشم!
به 24 كه رسيدم، شاطر گفت: 20 تا نشد ؟ چيزي نگفتم سه تاي ديگر برداشتم . نانوا به اولين نفر رديف 8 تايي (صف 8 تايي صفي است كه در آن مي توان حداكثر 8 تا لواش گرفت) خطاب كرد كه جمع كند ! او نيز شروع به جمع آوري نان كرد. وقتي كارش تمام شد من سه نان ديگر برداشتم اما چون پول خريد 30 عدد نان را پرداختم، شاطر خان موضوع نقض قانون فرمايشي اش را فهميد و بي درنگ دستور داد از بين نان هاي جمع آوري شده توسط من، تعداد 10 عدد بردارند .
بقيه ي ماجرا را نمي گويم چون اگر بگويم از قبول ذلتي كه براي خويش روا داشته ايم بغضم می ترکد .
آري برادر بخند با صداي بلند هم بخند چون گريه دردي را دوا نمي كند. آري برادر بخند اما اگر واقعا هرروز در صف نان و شير و تخم مرغ و...روزگار نمي گذراني، حداقل واقعيت ها را قصه فرض نكن.
آري برادر بخند اما كمي هم از سياست بازي و اغفال هم نوعان خويش بيرون بيا و درد مردم را درك كن. درك كن اما درك كردن ، تنها كافي نيست. بلكه دانايي و برنامه و شجاعت و جسارت نيز براي رفع مشكلات مردم لازم است و اگر واقعا مي بيني توان مديريت و برآورده نمودن انتظارات بحق مردم را نداري، به طرد و گوشه نشيني دانايان مردمت راضي نباش.
خدايا شاهد هستي آنچه گفتم و مي گويم داستان سرايي نيست و عين واقعيت است اما در اين روزها كه ياد آور پيام و مرام امام حسين (ع) است كه مرگ با عزت را بهتر از زندگي با ذلت مي دانند، بر ما هم كمي جرات بده تا خود را زير سوال ببريم و از خود بپرسيم
آيا با گذشت 30 سال از پيروزي انقلاب اسلامي و استقرار نظام جمهوري اسلامي و افتادن حاكميت به دست مردم، هنوز هم بايد براي تهيه ي نان ساعت ها درجلوي نانوايي ها صف بكشيم؟؟
آيا وقت و جان مردم آن قدر بي اهميت است كه بايد براي تهيه ي يك ليترشير يارانه اي، قبل از طلوع خورشيد و در سرما و يخبندان ، ساعت ها به انتظار باز شدن سوپر ماركت هاي خاص بايستد؟
و آيا....
ما مدعي هستيم جمهوري اسلامي بهترين نوع نظام هاي حكومتي است و البته چنين هم است. ما مدعي هستيم ائمه ي اطهارعلیهم السلام مؤيد ما هستند و ما شيعيان آنها ييم. و البته همين طور هم است. ما مدعي هستيم خدا با ماست. و البته همين هم است. ما مدعي هستيم امام زمان (عج) را در صدر حركت هاي خويش داريم و البته همين طور هم هست . ما مدعي هستيم دلسوزترين و مردمدارترين حاكميت ها را داريم و البته اينچنين هم هست. ما هزاران ادعا داريم اما هزاران مشكل و دردهاي ظاهرا بي درمان!! چرا که تعریف درستی از این ادعاها نداریم!و یا بهتر بگویم درک درستی از آنچه همراهمان هست و یا بالقوه دارای آن هستیم ُ نداریم! ما فکر می کنیم چون امام زمان ورا داریم و او صاحب زمان است ُ پس زمان برای ما مهم نیست و اصلا نیازی به زمان و ارزش آن نداریم! ما فکر می کنیم که چون خدا با ماست پس همه چیز را با ید قدرت خویش درست خواهد کرد!
ما معتقدیم که چون شیعه و پیرو ائمه هستیم ُ و دارای دین مبین اسلامیمُ وافضلترین زمینه و پشتوانه های فکری و عقیدتی را همراهیم ُ پس جلودارترین ملت های جهان نیز خواهیم بود!!
ما به گذشتگان و اجداد و آباء خویش می بالیم و می گوییم ما همانیم که سعدی و فردوسی و مولوی و ابن سینا و ذکریای رازی و علامه حلی و هزاران هزار دانشمند بزرگ داشتیم و پیشرو و پرچمدار علم و اندیشه در جهان بودیم و ما همانیم که بزرگترین و قدرتمند ترین امپاطوری جهان را داشتیم و...اما عزیز دل برادر!! درست است که اینها را داشته ایم اما آیا آیندگان نمی پرسند که شما چه سهمی را در ساختن زندگی بهتر ُ برای مردم عصر خویش چه کاری را به سامان رسانیدی؟؟!!
آیا اکنون آزاد اندیشان نمی پرسند که آنچه بودیم و نبودیم ُشمارا چه؟؟(شما را سنه نه) و آیا آن بزرگان و مفاخر تاریخ ملت بزرگ ایران ُ از ما نمی پرسند که تا کی باید از نام و یاد آنها هزینه کنیم و ضعف های خود را و یا با عرض پوزش بهتر بگویم بی عرزگی های خویش رادر تحقق شعارهای انقلابمانُ با تکرار موفقیت های اسلافمانُ پوشش دهیم و توجیه نماییم؟؟
من مي ترسم از آن روزي كه نه تنها از بدست آوردن جايگاه هاي شايسته ي ملت بزرگ خويش باز بمانيم ، بلكه داشته هاي گذشتگانمان را نيز به يغما بدهيم.
بجنبيم كه زود هم دير است.
اعراب برخی از مفاخر ما حتی ابن سینا را برای خویش مصادره نموده اند . تركيه اين همسايه ي شمال غربي ما ديروز مولوي را ازآن خود كرد، امروز ملا نصيرالدين را و فردا هنر ريشه اي تعزيه خواني را مي خواهد به نام خويش نمايدو....
بد نیست این خبر را نیز در خصوص تلاش ترکیه برای ثبت هنر تعزیه خانی به نام خودش در یونسکو بخوانيد
پيشينه هنر مذهبي تعزیه خوانی به چه تاريخي برميگردد و دوران اوج و افول آن در چه مقاطعي بوده است و امروز، جايگاه تعزيه در ايران كجاست؟ و پيشكسوتان تعزيه چه ميگويند، شايد به خاطر اين نوع پردازش است كه جامعه ايران و اذهان عمومي، همواره احساس ميكنند كاركرد تعزيه، بيشتر «مناسبتي» است؛ آن هم خاصه به مناسبت ماه محرم و واقعه روز عاشورا و در ديگر فصول و مقاطع ديگر، كاركردي ندارد.
حال آن كه به گفته عظيم موسوي، كارگردان و سرپرست گروههاي تعزيه همايش آيينهاي عاشورايي، هنر تعزيه، محدود به مناسبت شهادت حضرت امام حسين (ع) و يارانش نشده، بلكه در ديگر مناسبتهاي ولادت و شهادت ديگر امامان (ع) نيز از آن استفاده ميشود، اما قرار است امسال، يك رخداد بنياديتر درباره تعزيه روي دهد.
نادر برهاني مرند، كارگردان تئاتر و سردبير و كارشناس مجري برنامه گفتوگوي روز راديو «گفتوگو» در اين باره اظهار ميدارد: قرار است روز جمعه، ساعت 18 تا 30/19 (28 دي ماه) در اين برنامه با حضور چند تن از كارگردانان، پژوهشگران و متوليان هنر تعزيه؛ فتحعلي بيگي، لاله تقيان، عظيم موسوي و دكتر ناصر بخت، درباره علت يا علل تأخير ثبت جهاني پرونده تعزيه ايران در يونسكو و از آن حركتهاي مشكوكي كه دولت تركيه درباره ثبت راديويي تعزيه به نام دولت و ملت تركيه دارد، گفتوگو كنيم كه اميدواريم نتيجه اين نشست راديويي، منجر به خروجيهايي شود كه ما را يك گام به ثبت تعزيه ايران در يونسكو نزديك كند.
اين كارگردان تئاتر افزود: البته در برنامه «گفتنيهاي هنر»، اين شبكه راديويي هم امشب (26 دي از ساعت يازده تا دوازده) اردشير صالحپور درباره پيشينه تعزيه و همچنين نوآوري و بدعت در تعزيه سخن ميگويد.
به هر حال اكنون يكي از دغدغههاي هنردوستان ايران، ثبت هنر تعزيهخواني به نام ايران در يونسكو است چراكه خاستگاه اصلي اين هنر، ايران بوده و نبايد اجازه داد تركيه مانند ديگر عرصهها، تعزيه و هنر تعزيهخواني را به نام خود مصادره كند.
عظيم موسوي، نويسنده و كارگردان تئاتر و پژوهشگر تعزيه كه سي سال تجربه تئاتر دارد، هم درباره وضعيت امروز تعزيه ميگويد: از آنجا كه تعزيه، هنر مردمي است و حمايت مردم را دارد و باني آن خود مردمند، جايگاهش را در مردم دارد. هر هنري هم دوست دارد كه ديده شود؛بنابراين ميتوانم بگويم اين هنر شايد تنها هنري باشد كه مخاطب خودش را دارد و اين اقبال هنر تعزيه است؛ ضمن آن كه هم جنبه هنري و هم جنبه اعتقادي را در خود دارد.
در تعزيه، نسخههاي گوناگوني براي مناسبتهاي گوناگون نوشته ميشود. در جشنوارههاي آييني و سنتي در ولادتها و شهادتهاي امامان ـ عليهم السلام ـ تعزيه اجرا ميكنيم.
موسوي در پاسخ به اين پرسش كه تعزيه چه مزيتي نسبت به تئاتر دارد، ميگويد: تئاتر تعريف خود را دارد و تعزيه هم تعريف خود را. تعزيه از همه قراردادهاي خود، خوب استفاده ميكند. در تعزيه، سمبلها و نمادها و ... سر جايش هست، به ويژه تعزيه كه شما در بند نورپردازي و طراحي دكور نيستند، حال آن كه در تئاتر بايد باشيد.
در تعزيه، صحنه لخت است و تماشاچي، دايرهوار در كمان مينشينند و تعزيه، اين گونه قابل اجرا و قابل ارتباط است. براي خارجيها هم جالب است. در لندن و مسكو كه كار اجرا ميكرديم، تماشاگر غير ايراني، خوب ارتباط برقرار كرده است. وي ميگويد: البته تعزيه يك دوره افول را نيز تجربه كرده و آن دوره رضاخان بوده است.
هماكنون تعزيهها رو به رشد است. اتفاقا دوم تا نهم بهمن ماه به انگلستان ميرويم و در شهرهاي لندن، منچستر، بيرمنگام و كامنتري اجرا داريم؛ كلا سيزده نفريم؛ دو نفر در موسيقي و سيزده نفر از شبيه خوانان برجسته كشور.
خبرنگار «تابناك» از اين پژوهشگر تعزيه ميپرسد: آيا قرار است امسال تعزيه ايران در يونسكو ثبت شود؟
موسويان در پاسخ ميگويد: مركز هنرهاي نمايشي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي فيلمي ساخته به كارگرداني ناصر تقوايي كه در آن تعزيه مطرح شده و به خاطر قابليتهايي كه دارد، در 35 سال اخير شهرت جهاني گرفته و كارگردانهاي معروف جهان همچون «گروتسكي» و «پتربروك» به تعزيه ايران توجه دارند.
عظيم موسوي همچنين در پاسخ به اين پرسش كه آيا در دانشگاههاي ايران، واحد درسي يا رشته تحصيلي با نام تعزيه وجود دارد يا نه، گفت: واحد درسي داريم، آن هم در حد آشنايي با تاريخ تعزيه.
او ادامه ميدهد: من معتقدم اينها را بايد با فيلم به دانشجو نشان دهند و كار عملي باشد. اصلا پيشنهاد هنرستان تعزيه دادهايم. چطور ما هنرستان موسيقي داريم؟ ما ميخواهيم هنرجو پس از هفت سال كه از هنرستان فارغ شد، كاملا آگاه به تعزيه شود. ببينيد اين هنر تعزيه، سينه به سينه تا اينجا و تا امروز آمده و امروز هم كه هنرها متنوع شده و انگار زمان كمتر شده. در آن موقع، تكنولوژي پيشرفت نكرده بود و ميتوانستيم كارها را لخت و كند و طولاني به مخاطب بدهيم، ولي الان همه چيز تند و كوتاه شده و ما بايد متناسب با زمانه، در تعزيه كاري كنيم كه مخاطب خسته نشود.
نظرات كاربران:
▪ نویسنده محترم مقاله منظور خود را از بحث مصادره تعزیه توسط ترکیه به طور کامل بازگو نکرده است. خوب است خوانندگان بدانند که شیعیان مقیم استانبول همه ساله به مناسبت روز عاشورا مراسم عزاداری برگزار می کنند که بخش مهمی از آن را تعزیه تشکیل می دهد که با بازیگری صدها نفر انجام می گیرد. آنها قصد داشتند این تعزیه را به عنوان بزرگترین تئاتر نمایشی در کتاب رکوردهای گینس به ثبت برسانند.لذا مشخص نیست منظور نویسنده این اقدام آنها بوده است. علی ایحال دست اندرکاران کشورمان باید زودتر آستین ها را بالا بزنند.▪ موضوع تلاشهای ترکیه برای مصادره میراث فرهنگی ایران فراتر از موضوعی است که خواننده عزیز اشاره کرده اند
ترکیه در موارد متعدد تلاش کرده شخصیتها و اثار نوشتاری اعم از نثر و نظم ایران را به نام خود مطرح کند
به نظر می رسد باید در این مورد گزارشی تهیه شود و موارد احصاء شود
ضمنا متاسفانه معلوم نیست اکنون نماینده ایران در یونسکو کیست و این نمایندگی چه می کند و ایا در این مورد فعالیت و حساسیتی دارد
|